* چارچوب نظري دانش مديريت پروژه:
I- مديريت عمومي II- رشتههاي كاري (انواع پروژهها)
III- محدودههاي مديريت پروژه IV- مجريان
I- مديريت عمومي:
سطوح مديريت عبارتند از :
1- رهبري- رهبر (Leadership)
2- مديريت- مدير (Managing)
3- هماهنگي- هماهنگكننده (Coordinating)
4- پيگيري- پيگيريكننده (Expediting)
5- امور اداري- ادارهكننده (Administration)
مديريت- مدير: (Managing) (7 وظيفه مديريت)
Planning, Organizing, Staffing, Directing, Coordinating, Reporting, Budgeting
(POSDCORB)= Managing
* رويكرد استاندارد PMBOK2000 :
- توجه ويژه به جايگاه مديريت در مديريت پروژه
1- آنجايــــي كه سليقه مطرح ميگردد مدير تنها بايستي آنرا خرج نمايد و اگر مباحث علمي و كارشناســــي مطرح
گرديد وظيفه كارشناس ميباشد.
2- در بالاترين سطح فقط و فقط بايستي يك انتخاب انجام گردد وآنجا كه بايستي انتخاب مطرح گردد سليقه پيــش
ميآيد و اين وظيفه مدير است.
3- سليقه بايستي تنها در بالاتريـــن سطح انجام پذيرد و در سطــــح پايينتر بايستي كار كارشناسي و علمي مطابق آن
سليقهها انجام گردد.
و در خاتمه انجام كار بر اساس استاندارد يك الزام است و انتخاب آن استاندارد يك سليقه و آن سليقه توســط يك
نفر بايستي صورت پذيرد.
- تكيه بر نظرات و آراء خبرگان
- استفاده مكرر از الگوها و مستندسازي تجربيات
- تدوين سيستماتيك مدارك پروژه
· منشور پروژه (موافقتنامه سازمان برنامه و بودجه)
· بيانيه محدوده كار
· ساختار شكست كار (Tangible, Manageable, Measurable)
· قرارداد
II- محدودههاي مديريت پروژه (9 محدوده مديريت پروژه):
|
1- مديريت يكپارچگي پروژه |
4- مديريت هزينه پروژه |
7- مديريت ارتباطات پروژه |
|
2- مديريت محدوده پروژه |
5- مديريت كيفيت پروژه |
8- مديريت ريسك پروژه |
|
3- مديريت زمان پروژه |
6- مديريت منابع انساني پروژه |
9- مديريت تداركات پروژه |
از 9 محدودة فوق 4 مورد ذيل جهت هر پروژه الزاميست و مابقي بر اساس نوع و شرايط پروژه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد:
1- مديريت محدوده پروژه
2- مديريت زمان پروژه
3- مديريت هزينه پروژه
4- مديريت كيفيت پروژه
- بزرگترين معضل و مشكل در كليه پروژهها عدم كنترل در محدوده كار ميباشد. بعني برنامه كاري و كليه موارد مانند هزينه، زمان انجام كار در صورتي كه كنترلي در اين خصوص نداشته باشيم دستخوش تغيير ميگردد. و اين گروه مهندسي است تا نسبت به كاري كه انجام ميگردد احاطه داشته باشد و بايستي با كمك آنها تغييرات محدوده كار را تحت كنترل بگيريم.
Standish Group Believed:
Project Management is Management of Changes
" اين مهم نيست كه پروژه چه ميزان تغيير داشته باشد، مهم اينست كه بر كل تغييرات احاطه و كنترل داشته باشيم."
نتايج جستجو توسط شركت Standish Group طي يك آمارگيري در آمريكا درخصوص درصدهاي موفقيت جهت انجام پروژهها در زمان و هزينه خود به شرح ذيل ميباشد:
پروژههاي بزرگ: %6
پروژههاي كوچك: %14
با توجه به موارد فوق بايستي پذيرفت كه ما يك حداقلهايي در پروژه داريم و بايستي به حداكثرهايي برسيم.
III- رشتههاي كاري (انواع پروژهها) (4 نوع پروژه)
|
1- پروژههاي طراحي و مهندسي (E) |
|
2- پروژههاي تداركات و امور كالا (از مرحله درخواست كالا تا مراحل ساخت، خريد، بازرسي و حمل) (P) |
|
3- سيويل و ساختمان |
} پروژههاي اجرايي (C) |
|
4- نصب و راهاندازي |
IV- انواع مجريان (4 گروه مجريان):
1- سازمانهاي حاشيهاي ( سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، سازمان برنامه و بودجه و ...)
2- سازمان كارفرمايان
3- سازمان مشاورين و پيمانكاران اجرائي
4- سازمانهاي هماهنگكننده (MC, GC)
1- سازمانهاي حاشيهاي: Format Driven Project Management ( FDPM)
Strategic Planning ( مكانيزم تعيين استراتژي)
سازمانهاي حاشيهاي مديريت پروژه فرمت محور مي باشند.
(يعني براساس فرمت و بخشنامهها پروژهها را مديريت مي نمايند.)
2- سازمان كارفرمايان: Contract Driven Project Management (CDPM) Contract Leading (مكانيزم راهبري قراردادها)
در اين سازمان ملاك اصلي براي انجام كار انجام قرارداد است، (يعني كار را از طريق قرارداد واگذار مينمايد و منتظر است كار براساس قرارداد انجام گردد). براي اين سازمان مهم آنست كه "چه كاري؟" انجام شده است ( و دائماٌ به دنبال آن ميباشد) نه "مسير انجام كار". بعني براي او مهم است كار براساس مفاد مندرج در قرارداد انجام گردد (يعني قرارداد اجرا گردد) در سازمان كارفرمايان ميبايستي برآوردهايي وجود داشته باشد ( 8 سري برآورد صفحه 15 فرهنگ مديريت پروژه وجود دارد) كه از اين برآوردها جهت نيازهاي قراردادها استفاده مي شود.
3- سازمان مشاورين و پيمانكاران اجرايي:
Contract Driven Project Management (CDPM)
(مكانيزم تهيه و دستور كار و گزارش و جمعآوري اطلاعات)
وقوع نتايج پروژه توسط اين سازمان بوده و تنها نتيجهاي كه كارفرما ميخواهد برايش مهم بوده و تنها سازماني است كه براي سود كار مينمايد. بنابراين ملاك اصلي آن مديريت بر منابع كاري بوده و بايستي بدنبال مكانيزمهاي كم كردن هزينه و زمان انجام كار باشد. در اين نوع سازمان بايستي از انواع استانداردهاي Man- Power استفاده نمايد.
4- پيمانكاران هماهنگكننده ( پيمانكاران مديريتي):
Task Driven Project Management (TDPM)
(Progress Measurement) (مكانيزم اندازهگيري پيشرفت كار)
اين نوع سازمانها با كاركرد و مكانيزم اندازهگيري پيشرفت كار وقوع نتايج پروژه حاصل از پيمانكاران اجرايي و مشاورين را تحت مفاد قرارداد كارفرما مديريت مينمايند.
چرا كارفرمايان از پيمانكاران هماهنگكننده يا مديريتي استفاده مينمايند؟
كارفرما در برخي از موارد از پيمانكار مديريتي جهت مديريت كل يا بخشي از كار خود استفاده مينمايد زيرا:
الف) پيمانكاران مديريتي / هماهنگكننده داراي افراد قوي و با تجربه درخصوص مديريت كار ميباشند.
ب) پيمانكاران مديريتي داراي استانداردهاي مورد لزوم و توانايي استفاده از آنها ميباشند.
ج) پيمانكاران مديريتي داراي انواع و اقسام دستورالعملهاي (Procedures) مورد لزوم جهت كنترل و مديريت كار ميباشند.
د) پيمانكاران مديريتي/ هماهنگكننده به عنوان يك Interface مابين محدوده مشترك كارفرما و پيمانكاران اجرايي و مشاورين ميباشد.
عمده مشكل در گروه اين نوع سازمانها "اندازهگيري پيشرفت كار" است، بصورتي كه بتواند نتايج حاصل از عملكرد پيمانكاران اجرائي/ مشاورين را بصورت دقيق اندازهگيري كرده و به اطلاع كارفرما، جهت تعيين آخرين وضعيت كار ارسال نمايد.
سطوح زمان بندي پروژه
|
سطح |
كاركرد |
مجري |
فرمت |
|
1 |
تعيين استراتژي |
سازمانهاي حاشيهاي |
Barchart* |
|
2 |
راهبري و قراردادها |
سازمان كارفرمايان |
Milestone Network** |
|
3 |
اندازهگيري پيشرفت كار |
پيمانكاران مديريتي |
***Time Base Activity
an arrow |
|
4 |
تهيه دستور كار/ گزارش جمعآوري اطلاعات
(بنحوي كه اين اطلاعات بتواند مورد استفاده سطوح با قرار گيرد) |
مجريان |
****Work Ordering/ Report Data Gathering |
1 الي 3 سطح برنامهريزي كه بصورت شبكه ارائه ميگردد.
4 كنترل كاري كه برعهده مشاورين و پيمانكاران اجرائي ميباشد.
1-Contract View*
2-Contracts Leading**
3-Progress Measurement***
4- Work Ordering/ Report Data Gathering****
* جمعبندي چارچوب نظري مديريت پروژه:
اگر:
7 وظيفه مديريت عمومي
4 نوع رشته كاري (پروژه)
9 محدوده مديريت پروژه
4 گروه مجريان
را با يكديگر تركيب نمائيم داريم:
1008=4×9×4×7
متوجه ميگرديم مبحث مديريت پروژه پاسخي است به سؤال 1008 بخشي! يعني هركدام كاملاً با يكديگر مجزا بوده و احتياج به علم و دانش خودش را دارد؛
به عنوان مثال: مقوله "برنامهريزي- هزينه- مهندسي پيمانكار اجرائي" كاملاً با " برنامهريزي- هزينه- مهندسي كارفرمايان" متفاوت ميباشد و نياز به متخصصان مرتبط با هر كدام از مقولههاي فوق را دارد.
در مطلب بعدی مراحل و چرخه حيات پروژه را برايتان بازگو می نمايم
با تقديم احترام
ذاكری زاده